<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>شمیمِ گل نرگس</title>
		<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>حج مقبول</title>
						<description>&lt;p&gt;✍شخصی به نام عبدالجبار مستوفی به حج می‌رفت. او هزار دینار زر همراه خود داشت. روزی از کوچه‌ای در کوفه رد می‌شد که اتفاقاً به خرابه‌ای رسید. زنی را دید که در آن جا جست و جو می‌کرد و دنبال چیزی بود. ناگاه در گوشه‌ای مرغ مرده‌ای را دید، آن را زیر چادر گرفت و از آن خرابه دور شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عبدالجبار با خود گفت: همانا این زن احتیاج دارد، باید ببینم که وضع او چگونه است؟ در عقب او رفت تا این که زن داخل خانه‌ای شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کودکانش پیش او جمع شدند و گفتند: ای مادر! برای ما چه آورده‌ای که از گرسنگی هلاک شدیم؟ زن گفت: مرغی آورده‌ام تا برای شما بریان کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عبدالجبار چون این سخن را شنید، گریست و از همسایگان آن زن احوالش را پرسید. گفتند: زن عبداللَّه بن زید علوی است. شوهرش را حجاج کشته و کودکانش را یتیم کرده است. مروت خاندان رسالت وی را نمی‌گذارد که از کسی چیزی طلب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;عبدالجبار با خود گفت: اگر حج خواهی کرد، حج تو این است. آن هزار دینار زر از میان باز کرد و به آن خانه رفت و کیسه زر را به زن داده، باز گشت. و خودش در آن سال در کوفه ماند و به سقایی مشغول شد. چون حاجیان مراجعه کردند و به کوفه نزدیک شدند، مردمان به استقبال آنان رفتند. عبدالجبار نیز رفت. چون نزدیک قافله رسید، شتر سواری جلو آمد و بر وی سلام کرد و گفت: ای خواجه عبدالجبار! از آن روز که در عرفات هزار دینار به من سپرده‌ای تو را می‌جویم، زر خود را بستان و ده هزار دینار به وی داد و ناپدید شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آوازی برآمد که ای عبدالجبار! هزار دینار در راه ما بذل کردی، ده هزار دینارست فرستادیم و فرشته‌ای را به صورت تو خلق کردیم تا از برایت هر ساله حج گزارد تا زنده باشی که برای بندگانم معلوم شود که رنج هیچ نیکوکاری به درگاه ما ضایع نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع: مصابیح القلوب، ص 280 و 281؛ الرسالة العلیة، ص 94 و 95؛ ریاحین، ج 2، ص 149&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/حج-مقبول-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/حج-مقبول-3</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان اخلاقی</title>
						<description>&lt;p&gt;✍️خداوند همواره ناظر اعمال ماست&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فقیری پسری کم سن و سال داشت. روزی به او گفت: با هم برویم از میوه های درخت فلان باغ دزدی کنیم. پسر اطاعت کرد و با پدر به طرف باغ رفتند. با این که پسر می دانست که این کار زشت و ناپسند است ولی نمی خواست با پدرش مخالفت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام با هم به کنار درخت رسیدند، پدر گفت: پسرم! من برای میوه چیدن بالای درخت می روم و تو پایین درخت مواظب باش و به اطراف نگاه کن، اگر کسی ما را دید مرا خبر بده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرزند در پای درخت ایستاد. پدرش بالای درخت رفت و مشغول چیدن میوه شد. بعد از چند لحظه، پسر گفت: پدر جان، یکی ما را می بیند. پدر از این سخن ترسید و از درخت پایین آمد و پرسید: آن کس که ما را می بیند کیست؟ فرزند در جواب گفت: «هو الله الّذی یری کلّ احد و یعلم کلّ شیء؛ او خداوند است که همه کس را می بیند و همه چیز را می داند». پدر از سخن پسر شرمنده شد و پس از آن دیگر دزدی نکرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;📚معارف اسلامی، شماره 77&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/داستان-اخلاقی-21&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/داستان-اخلاقی-21</link>
							</item>
				<item>
			<title>تبلیغات</title>
						<description>&lt;p&gt;?این جملۀ رهبری را در همه‌جا بازتاب بدهید:&lt;br /&gt;«بیشترین تحرّک دشمن علیه ما، در عرصۀ تبلیغات است؛ حتی بیشتر از عرصۀ اقتصاد و امنیت»&lt;br /&gt;?جنگ تبلیغاتی دشمن علیه کشورمان، از جنگ اقتصادی هم شدیدتر است&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;??چرا ما در تبلیغات ضعیفیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اخیراً رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری دربارۀ جنگ تبلیغاتی دشمن علیه کشورمان فرمود:&lt;br /&gt;«امروز بیشترین تحرّک دشمنان ما علیه ما، بیش از تحرّکات امنیتی و اقتصادی، تحرّکات تبلیغاتی و جنگ نرم و تبلیغات رسانه‌ای است.» (۱۴۰۰/۰۵/۱۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بزرگ‌ترین تحریم‌های اقتصادی علیه یک کشور در طول تاریخ، شاید علیه ما انجام گرفته باشد. اما طبق فرمایش رهبر، دشمنان ما بیشتر از حملات اقتصادی، حملات تبلیغاتی و جنگ روانی علیه ما انجام داده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایشان می‌فرماید: «برای اینکه بر افکار عمومی مردم مسلّط بشوند مبالغ هنگفت هزینه می‌کنند&amp;#8230; وقتی افکار عمومی یک ملّت در اختیار بیگانه قرار گرفت، حرکت آن ملّت هم طبعاً طبق میل آن بیگانه پیش خواهد رفت»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد می‌فرماید: «کار تبلیغاتی کار مهمی است، ما در این زمینه ضعف داریم. بگذریم از آن آدم‌های غافلی که از رسانه‌های داخلی هم به نفع دشمن استفاده می‌کنند&amp;#8230; لکن دربارۀ کسانی هم که قصد خیر در این زمینه دارند، ما کم‌کاری داریم. در زمینۀ کار تبلیغاتی و حرکت تبلیغاتیِ درست و تمهیدات رسانه‌ای باید قوی‌تر و هوشمندانه‌تر عمل کنیم»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقاضای من از همۀ دوستانی که عرض بنده را می‌شنوند این است که هر کسی در فضای رسانه‌ای دستش به هر صفحه‌ای می‌رسد این جملۀ رهبری را بازتاب بدهد. همه با هم تصمیم بگیریم که این سخن را بازتاب بدهیم تا اهمیت کار تبلیغاتی مشخص بشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?علیرضا پناهیان - ۱۴۰۰.۰۵.۲۹&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/تبلیغات-6&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/تبلیغات-6</link>
							</item>
				<item>
			<title>رجعت</title>
						<description>&lt;p&gt;سؤال:در آیة 81 سورة آل عمران، مراد از وعده یاری كنید چیست و چگونه میتوان این آیه را دلیل بر اثبات رجعت قرار داد؟ لطفاً توضیح دهید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پاسخ!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;الف ـ مراد از وعده یاری در این آیه، یك مسئله كلی و عمومی است، اگر چه خاتم پیامبران، مصداق بارز آن است. در حقیقت، همان طور كه پیامبران و امتهای بعدی، نسبت به پیامبران گذشته و آیین آنها، احترام میگذارند، پیامبران و امتهای پیشین نیز، نسبت به پیامبران بعد از خود، چنین وظیفه ای را داشت هاند; به این خاطر اگر میبینیم در روایاتی، تصریح شده كه منظور پیامبر گرامی اسلام است، از قبیل تفسیر آیه و تطبیق آن بر یك مصداق روشن محسوب میگردد. نه این كه معنای آن منحصر، باشد. فخررازی، در تفسیر خود، از حضرت علی نقل كرده است هنگامی كه خداوند، آدم و سایر انبیا را آفرید، از آنها عهد و پیمان گرفت كه هرگاه محمد مبعوث شد، به او ایمان آورند و یاریش كنند.(تفسیر نمونه، آیت ا&amp;#8230; مكارم شیرازی و دیگران، ج 2، ص 487، دارالكتب الاسلامیة.)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ب ـ استفاده از آیه، برای اثبات رجعت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از امام صادق، روایت شده كه فرمود: از زمان حضرت آدم به بعد، خدا هیچ پیامبری را برنیانگیخت ، مگر آن كه به دنیا، باز خواهد گشت و امیرمؤمنین انرا یاری خواهد داد و این است فرموده خدای متعال كه: و به او ایمان بیاورید، یعنی رسول خدا و به یاری وی برخیزید; یعنی امیرمؤمنان; سپس در عالم ذر، به آنان گفت: آیا اقرار نمودید و بر آن پیمان بستید؟ هنوز تأویل این آیه، نیامده است. راوی میپرسد: تأویل آن، چه وقت خواهد آمد؟ فرمود: هنگامی كه خدا، پیامبران و مؤمنان را در اطراف علی، گردآورد تا او را یاری كنند; پس در آن زمان است كه خداوند، پرچم پیامبرش را به دست علی بن ابی طالب میدهد و در آن هنگام است كه او فرمانروای همة خلایق میگردد، و این، تأویل آیه است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همچنین فرمود: شگفتا! و چگونه اظهار شگفتی نكنم، از مردگانی كه خدا، آنان را گروه گروه، زنده بر میانگیزد و آنان اجابت نموده و میگویند: لبیك لبیك&amp;#8230; .(تفسیر برهان، ج 1، ص 181 / شیعه و رجعت، آیت ا&amp;#8230; میرشاه ولد، ص 77، دارالنشر اسلام.) طبق این نظر و روایات، انبیای گذشته برای یاری پیامبر و علینبودهاند. و در رجعت است كه آنها برمیگردند و پیامبر گرامی اسلامو امیرالمؤمنین را یاری میكنند، و این آیه شریفه، این گونه بر رجعت دلالت دارد&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/رجعت-20&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/رجعت-20</link>
							</item>
				<item>
			<title>إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ..</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://shamim313narges.kowsarblog.ir/media/blogs/shamim313narges/mobile/wp-image-1096817193jpeg.jpeg?mtime=1564108096&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://shamim313narges.kowsarblog.ir/media/blogs/shamim313narges/mobile/wp-image-1096817193jpeg.jpeg?mtime=1564108096&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-242976 alignnone size-full&quot; width=&quot;650&quot; height=&quot;867&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;•|° إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ&amp;#8230;&lt;br /&gt;
که انسان هم در خسارت و زیان است•|°&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;{ العصر/ ۲ }&lt;br /&gt;
چه خسارتی &amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیشتر از اینکه &amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شهید نشویم ؟&amp;#8230;&amp;#x1f494;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#بااینکه‌سخت‌است‌گناه‌‌نکنیم !♡&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#یک‌حبه‌نور&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/إِنَّ-الْإِنْسَانَ-لَفِي-خُسْرٍ&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/إِنَّ-الْإِنْسَانَ-لَفِي-خُسْرٍ</link>
							</item>
				<item>
			<title>بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی</title>
						<description>&lt;p&gt;هیچ وقت اسم کلمات قلبمه سلمبه ی سهروردی را یاد نگرفتم،اما بدجوری دلم می خواست لااقل یکی از تصاویری که شیخ اشراق وعده اش را داده بود،ببینم .آیا شیخ راست می گفت؟آیا عالم مثال وجود داشت؟ &amp;nbsp;|&lt;b&gt;مراد از خلوت،اعراض از امور بدنی و اتصال به مجردات مقدسه است..نه خانه خالی،زیرا که خلوت حقیقی عبارت از ترک مألوفات و محسوسات و قطع خواطر وهمی و خیالی است.&lt;/b&gt;. |&lt;br /&gt;
با کلمات سهروردی حالم جا آمد..به خلوت او فکر می کردم و بعضی وقتها به حالش غبطه می خوردم،به راستی راه اشراق او چگونه بود؟راست است که راه او همچون خورشید روشن است؟من تا چه اندازه می توانم با دید او به جهان نگاهی بیندازم ؟او چه دیدی به جهان داشت؟عالم مثالی هست که باید در آن تحقیقاتی انجام دهم که دو راه بیشتر ندارد یا با شیخ هم عقیده می شوم و یا راه دیگری را انتخاب می کنم؟من می توانم مثل او با دید دیگری به جهان نگاه بیندازم؟ امروز فرصت خوبیست که از او بگوییم..&lt;br /&gt;
راستی بسیارند افرادی که میخواهند من و شما از نگاه فلسفی دور کنند و به طُرق دیگری اندیشید اما افرادی همانند شیخ مقتول و فیلسوفان دیگر به من این را می رسانند که در چارچوب ها می توان به بهترین شیوه نگاهی عقلانی و فلسفی داشت&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%B2&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#یادداشت_روز&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%85%D9%82%D8%AA%D9%88%D9%84&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#بزرگداشت_شیخ_مقتول&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B3%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#شیخ_سهروردی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/بزرگداشت-شیخ-شهاب-الدین-سهروردی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/بزرگداشت-شیخ-شهاب-الدین-سهروردی</link>
							</item>
				<item>
			<title>(گفتن)،اگر بنا باشد! علی باید بگوید!</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;(سِریال) دنیا ؛به (سه) ریال هم نمی ارزد &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;البته ،در پیش چشمان (نقَاد)،(نافذ)،(بصیر)!!! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما کو؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و کجاست؟چشمانی که چنین؟! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جز چشمان علی.. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پس،ای دوست!! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;(گفتن)،اگر بنا باشد! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;علی باید بگوید! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و اگر &amp;#8220;شنیدن&amp;#8221; از علی باید&amp;#8230; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آری,&quot;دنیا&amp;#8221; را بایست از زبان او شنید و شناخت! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از یادم نمی رود روزی که به &amp;#8220;محضر&amp;#8221; آمد ؛ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و (طلاق) داد&amp;#8230; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;محضرِ خدا را می گویم! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و (طلاق) دنیا را&amp;#8230;چه ها که می گفت：من دنیا را از نظر افکنده ام (نهج البلاغه خطبه 128) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;او خوارتر از برگی است &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;در دهان &amp;#8220;ملخی&amp;#8221; که آن را می خاید تا طعمه سازد(نهج البلاغه خطبه 226) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و کمتر از &amp;#8220;استخوانِ&amp;#8221; خوکی،در دستِ &amp;#8220;مجذومی&amp;#8221; (خطبه 2238) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و ناچیزتر از پر کاهی.. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;و گیاه خشکیده ای (خطبه 32) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و آنگاه خدایش را با سوگند یاد می نمود که： &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;اگر دنیا را &amp;#8220;جسم&amp;#8221; و &amp;#8220;کالبد&amp;#8221; می بود اورا رها می نمودم و &amp;#8220;حد&amp;#8221; خدا را درباره اش برپا می داشتم! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;واللهِ لو کُنتِ شَخصَاً مرئیاً و قالباً حِسیاً لاقَمتُ عَلیکَ حُدُود الله(خطبه 45) &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و دنیا را چنین مخاطب می داشت که：ای دنیا از من دورشو..مبادا که تو در دل من جای گیری..هرگز!جز مرا بفریب! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مرا به تو چه نیاز ای همه &amp;#8220;مکر&amp;#8221;  و &amp;#8220;دغل&amp;#8221; !ای دنیا (نهج البلاغه،قصار77) &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;لا حانَ حِینُک،غُرِّی غَیرِی لاحاجةَ لِی فِیک &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;u&gt; &lt;/u&gt;______________________&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%85_%DA%AF%D9%84_%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3_%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#شمیم_گل_نرگس_نوشت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D9%86%D8%A7%D8%A8&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#گفتار_ناب&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#کلام_امیرالمومنین&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#درس_زندگی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/گفتن-اگر-بنا-باشد-nعلی-باید-بگوید&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/گفتن-اگر-بنا-باشد-nعلی-باید-بگوید</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلتنگ کربلایم</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/shamim313narges/quick-uploads/img_20180522_154244.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;664&quot; height=&quot;640&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگاهم خیره به تقویم و ساعت&lt;br /&gt;دلم سرشاره از دلشوره و غم ?&lt;br /&gt;اجل مهلت بده زنده بمانم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://shamim313narges.kowsarblog.ir/دلتنگ-کربلایم-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://shamim313narges.kowsarblog.ir/دلتنگ-کربلایم-2</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
